سلام خدمت همه خوانندگان گرامی
حالا هی بیایید بگید خانوم ها رو ببیریم سر کار و اینا!
بیایید این همه نتیجه اش
جهان در دست ما مردان ولی زنها بلای جان
بگویم شرح این واقع به دوست خود به ارش* خان
برفتم من به یک سازمان برای کار شخصی ام
نشستند گرد یک میزی سه زن بر جای ما مردان!!!
پس از احوال هم گفتند خبر داری جدید یا نه؟!
که کلثوم خواستگار دارد ولی بیچاره شد مژگان!!
بدیدم جای پرونده بساط سبزی و غیبت
کلاف یا سوزنی بر نخ و یا حرفی ز این یا ان
یکی گفت کرده ام من قطع ز ریشه پای مادر شو
هرش را اورم اینجا منم الاف در این سازمان
خلاصه هی بگفتند و نه انگار یک کسی اینجاست
((الا یا ایها الساقی))برس بر داد ما مردان
طلا اگشتر و نقره خیار و گوجه و پارچه!!
ز بورس و بانک و سهم عدل همه در بحث این نسوان
یکی تحلیل ز اوضاع عراق و خاور دور کرد
یکی تحلیل نفت خام و یک سو گشته بحث نان
خلاصه بعد یک ساعت که کفگیر بر ته دیگ خورد
فلک را سقف بشکافتند ولی کارم نشد اسان
بگفتند وقت کاریشان کنون اتمام و پایان شد
نباشد جای حیرانی که زن باشد رییس ان
تو ای ((شوریده)) اکنون رو به سازمانی که مرد باشد
((کجا دانند حال ماسبکساران)) این ارگان
*:مخاطب ما اقا ارش هستند و یکی از دوستان وبلاگی
باید بگم اول یا نه
ولی می گم اولللللللللللللللللللللللل
بابا مسخره کن
حالا چرا با دختر برفی دعوا می کنی
گناه داره
شوریده چرا با زن ٬اینسان به جدال آیی
گویا که تو در منزل٬ از بهر خود آقایی
در خانهء تو گویا٬ از زن نبود ردی
کین گونه به هجو او ٬آسوده و گویایی
این قافله نسوان ٬دیری است روان گشته
یک یک همه مردان را ٬رانند به رسوایی
گفتار کنم کوتاه ٬بعد از سنواتی چند
اعمال شود وارون آن سان که نمیخواهی
برخاست ندا از غیب طولی نکشد ای مرد
آید به سراغت درد٬ تو جای زنت زایی
((سمیر))
.............................
یا حق
سلام:))
از شعر خود ای بانو خرسند و خرامانی
چون اهوی دشت اینک در صید چو شیرانی
اینگونه رجز خواندن چون موش رها از دام
در دام اگر افتی پر می زند این انی
در خانه اگر حرف است ان هم سخن مرد است
جایی که زنی باشد غیبت به چه ارزانی
از چرخش این دوران ای زن تو بگیر عبرت
هر جا که زنی رفته است ان قریه به ویرانی
از دست زنان بنگر مردان خدا در شور
از دست زلیخا هم یوسف شده زندانی
هر فتنه تو گر بینی یک زن شده دامانش
از حضرت ادم گیر تا یوسف کنعانی
در عالم هستی نک بنگر که شود تکرار
زاییدن و پروردن هست چرخش یزدانی
از زن چه به کار اید جز زایش و یاگریه
پول را به هدر دادن ان هم به چه اسانی
شعرم به درازا رفت این حق عیان ماست
برتر ز زنان ماییم ای شاعر نسوانی
شوریده خرامان باش در چرخش این دوران
مردان همه در اجلال در قله انسانی
--------------------------
از وصف و توجهت بسی ممنونم
اما پسرم من ز زنان دلخونم
ای آنکه مرا در صف نسوان بردی
از فعل شما دلزده و محزونم
یا حق
سلااااااااااااااااام!!!!!!!!
من بعد از یک قرن دوباره برگشتم!!!!
امیدوارم فراموشم نکرده باشیییییی!!!!![تشویش]
خیلی دلم واسه ی همه تنگ شده بوووود
شرمنده دیر اومدم
مطلبت هم مثل همیشه عالی بووووود
من آپ کردم!خوشحال میشم بیای بسرییییی[بوسه]
من آپ کردم!خوشحال میشم بیای بسرییییی
منتظرتم!!!!
راستی دیگه تا 23 آپ نمی کنم!
آخه امتحان دارمممممم[شیطونک]
بای تا های دوست خوب[بدرود][نیشخند][چشمک][گل][بدرود][نیشخند]
سلام شوریده جان

سلام
خدا حرف دل ما را میشنوه
!!!
سلامت باشی و شاد
سلام شوریده جان چندروزیه سرم خیلی شلوغه بعدجواب میدم راستی ممنون ازپیام درباره شعرم موفق باشی
من به بارم به ماهی خانوم گفتم اینجا تو ولایت ما شیراز از این خبرا نیست تازه بعد از هزار تا تو سری و شرط های جور واجور از جمله آرایش غلیظ و سخنان دلبرانه با مشتری شاید با یک دهم حقوق آبدارچی اداره به عنوان منشی استخدام بشن.
شکلک ها رو هم درستش نکردی!!!بازم با فایرفاکس کار نمی کنن.
راستی مگه ما دوست نیستیم؟!!آدرسم رو تو لینک دوستات نمی بینم!!!!!!!
پی نوشت:
شکلک ها رو با کد می نویسم، من از IE متنفرم.
سلام
ممنونم از حضورت
از شعر خوشم نمیاد !
روزات برفی
سلام و هزار سلام به تنبل خان
چرا هنوز آپ نکردی
بدو بیا که آپم
خیلی عالی بود...
ممنون که خبرم کردی، حرف حق رو زدی تو وبلاگت
خانم ها به نظر من توی مسئولیت حد وسط ندارند. یا خیلی خوبند یا خیلی بد...
موفق باشی
سلام دوست من داشتم از این طرفا رد می شدم به شما هم یه سری زدم امیدوارم موفق باشید و به همراه شادی و سلامتی وبلاگتون رو هرروز کامل تر کنید
من هم یه کلبه ی درویشی دارم که اگه منو قابل بدونید از شما دعوت می کنم به اون سر بزنید!
درود بدرود